شرکتی که کارکنانش واقعا به آن وفادارند

نویسنده: سوجان پاتل

مترجم: سیدحسین علوی‌لنگرودیalavitarjomeh@gmail.com

در بخش‌های قبلی این سلسله مطالب به شرکت‌هایی اشاره شد که موفق شده‌اند از طریق تمرکز بر مواردی همچون تناسب حداکثری شغل با توانایی‌ها و مهارت‌های فردی، ترویج شادکاری و افزایش بهره‌وری از طریق ارائه مشوق‌های شادی آور به کارکنان، توجه ویژه به سلامت و رفاه کارکنان، یکسان دیدن کارکنان و مدیران در زمان پرداخت حقوق و مزایا، آزادی عمل درباره مرخصی رفتن کارکنان، توجه به علایق خاص مشتریان شان، به چالش کشیدن و برانگیختن توانایی‌های کارکنان، محور قرار دادن رعایت اصول اخلاقی همیشه و همه جا، برگزاری جشن‌های کاری متعدد، ایجاد حس مالکیت در میان کارکنان، تقویت حس مربی‌گری کارکنان، هویت بخشی به کارکنان و محصولات، استقبال از مخالفت‌های کارکنان و مشتریان، بالاتر بودن حقوق کارکنان نسبت به مدیران، بازخورد نشان دادن سریع و اجباری کردن انتقاد از مدیران، شفاف‌سازی حداکثری، خودمدیریتی کارکنان، جایگزین کردن فرزندان کارکنان پس از بازنشسته شدن آنها، ممنوعیت کار کردن کارکنان در خانه، ایده‌پردازی و انتقادات بی‌محابا، نترسیدن از شکست و ناکامی در نوآوری و خودی دانستن تمام کارکنان به موفقیت‌های بسیاری دست پیدا کنند.در بخش بیست و هشتم این مطلب به فرهنگ سازمانی در شرکت پپسی اشاره خواهد شد که فرهنگ سازمانی موفقی را با محوریت وفادار نگه داشتن کارکنان به خود شکل داده است.

 سال ۱۹۹۳ یک مرد در واشنگتن مدعی شد یک سوزن سرنگ را در یکی از قوطی‌های پپسی پیدا کرده است.در هفته‌های بعد از علنی شدن این ادعا موجی از ادعاهای مشابه مبنی بر پیدا شدن اشیایی مانند پیچ، ساچمه، سوزن شکسته خیاطی و شیشه شکسته در قوطی‌های پپسی در سراسر آمریکا مطرح شد که موجب شد تا اعتبار و آبروی شرکت پپسی نزد مشتریان تا حد زیادی خدشه‌دار شود و اگر حمایت همه‌جانبه و جانانه کارکنان شرکت پپسی نبود، این شرکت به احتمال زیاد سقوط می‌کرد.

به عقیده بسیاری از کارشناسان و صاحب نظران، در واقع یکی از دلایل اصلی پابرجا ماندن شرکت پپسی، فرهنگ سازمانی حاکم بر این شرکت بود که بر مبنای تلاش حداکثری مدیران برای جلب و تقویت وفاداری کارکنان از دهه‌ها پیش شکل گرفته بود.در واقع در شرکت پپسی جایگاه خاص و بسیار بالایی برای کارگران فعال در خط تولید و همچنین کارکنان بخش اداری شرکت در نظر گرفته شده است که آنها را از نظر منزلت و اعتبار در سطح مدیریت پپسی قرار می‌دهد و در نتیجه به ندرت پیش می‌آید که احساس تضاد طبقاتی در درون شرکت پپسی وجود داشته باشد. عملکرد بخش منابع انسانی شرکت پپسی در برخورد با کارکنان و تمایز قائل نشدن بین کارکنان و مدیران در بسیاری از حوزه‌ها موجب شده تا این شرکت یکی از بالاترین درجات وفاداری سازمانی و رضایت شغلی را در میان تمام شرکت‌های آمریکایی در دهه‌های اخیر به خود اختصاص دهد و همه این موفقیت‌ها را مرهون فرهنگ سازمانی خاصی است که در پپسی جریان دارد و در آن ارزش و جایگاه یک کارگر یا کارمند یا مدیر بر اساس میزان وفاداری اش به ارزش‌ها و اهداف پپسی تعیین می‌شود و نه بر اساس مقام و منصب یا سابقه کاری اش در شرکت.

به عبارت بهتر، فرهنگ شرکتی پپسی به گونه‌ای شکل گرفته که با تقویت حس اعتماد و شفافیت حداکثری در تمام ارکان شرکت تمام اجزای شرکت خود را در یک رده و به مانند اعضای یک بدن می‌بینند و همان‌طور که تمام اعضای بدن به هم اعتماد دارند و کار همدیگر را تکمیل می‌کنند در شرکت پپسی نیز همین احساس مکمل بودن برای دیگران و وفاداری حداکثری به شرکت موجب شده تا این شرکت بتواند در میدان سخت و پرفراز و نشیب رقابت در حوزه نوشیدنی‌ها باقی بماند و به بازیگری بزرگ و نامدار در این عرصه تبدیل شود.